لیلی نام دیگر آزادی ......

دنیا که شروع شد زنجیر نداشت.  خدا دنیای بی زنجیر آفرید . آدم بود که زنجیر را

ساخت.  شیطان کمک اش کرد .

دل زنجیر شد ، زن زنجیر شد . دنیا پر از زنجیر شد و آدم ها همه دیوانه ی زنجیری .

خدا دنیا را بی زنجیر می خواست.  نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است . 

امتحان آدم همین جا بود.  دست های شیطان از زنجیر پر بود .

خدا گفت : زنجیرهایتان را پاره کنید . شاید نام زنجیر شما عشق است .

یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد . نامش را مجنون گذاشتند . مجنون اما نه دیوانه بود و نه

زنجیری این نام را شیطان بر او گذاشت . شیطان آدم را در زنجیر می خواست  .

لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست . لیلی می دانست خدا چه می خواهد . لیلی

کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند . لیلی زنجیر نبود . لیلی نمی خواست زنجیر

باشد .

لیلی ماند ، زیرا لیلی نام دیگر آزادی است .

عرفان نظرآهاری .......

 

/ 102 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیمو شیرین غرغرو

تا تو هستی که دستانم را بگیری آرزو میکنم که هر روز زمین بخورم... کاش تابستان ها هم هوا برفی بود

يه ارزو به دل

سلام دوست گلم با اخرين پست وبم به روز شدم ميخوام ازت حلاليت بگيرم يه دنيا منت سرم ميذاري اگه بياي وبم ... باتشكر دختر آرزو به دل[گل][گل]

ح.آزمایی

گرگانه میشیست هوای دلتنگ تنهایی خونابه رنگیست سیلاب چشمان عریانی و عاشقانه عطریست تنفس در هوایی که انتتاج بازدم توست ای مطبوع آزادی...

ابراهیم

سلام مارال خانم[گل] تآخیر زیاد منو ببخشید. متن زیبایی بود. اینو سال 84 خونده بودم ولی نمیدونستم از کیه. ممنون که نوشتین[لبخند][گل]

korosh

دروووووود بر مارال عزیززززز[قلب] امیدوارم سالی پر از لبخند باشی[قلب]